تبليغاتX
کبوتر شکسته بال
حال کبوتر رو نپرس بدجوری بالش خونیه

من هميشه گرماي بدنت و ، آرامش وجودت و كم دارم .

دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم كه هروقت دلم گرفت سرومو رو شونه هات

 

بزارم و يه دله سير گريه كنم آخه شونه هاي تو مطمين ترين تكيه گاه واسه این دل

 

عاشقه ...

دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم كه هر وقت دوست داشتم بپرم بغلت و

 

ببوسمت ...

دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم كه هر وقت احساس ترس كردم بيام و تو منو تو

 

آغوشت بگيري آخه آغوش تو آرامش بخش ترينه واسه منه بي قرار ...

دلم ميخواست اونقدر بهت نزديك بودم كه اگه به مشكلي برخوردم تو كمكم كني آخه

 

من به جز تو كسي رو ندارم كه دلش برام شور بزنه ...

اگه نزدیک بودی اون وقت تو بغلم فشارت ميدادم اونقدر كه با تك تك سلولهاي بدنم

 

عجين بشي.

 

آرزوي من اينه ميدونم چيز زيادي از خدا خواستم ولي چيكار كنم دله ديگه كاريش

 

نميشه كرد ...

 

يعنی ميشه؟ ميشه که يه روز ببينمت؟ ميشه به آرزوم برسم؟ .. به تو كه تمام

 

زندگيم هستي... تو هم همينو ميخوای. ميدونم...

 

من بهت ايمان دارم...

 

         و ای کاش می دانستی در این لحظات لب های خشک و صورتی رنگت را چقدر دوست دارم...

حل شدم در گرمی آغوش تو




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 13:25 توسط ..:: آرش ::..