تبليغاتX
کبوتر شکسته بال - بی خداحافظ
حال کبوتر رو نپرس بدجوری بالش خونیه

می دونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش

این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش

می دونم واست سواله واسه تو گریه ی دردم

می گذری از منو میری اما باز من بر می گردم

می دونم برات عجیبه من با اون همه غرورم

پیش همه ی بدی هات چه جوری بازم صبورم

می دونم واست سواله که چرا پیشت حقیرم

می گذری از منو میری باز سراغتو می گیرم

به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم

سهم تو شد روز تازه،سهم من اشک که بریزم

تو رو محض لحظه هامون،نشه باورت یه وقتی

که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی

اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که می دیدم

داری آب میشی می میری اینو از همه شنیدم

دارم از دوریت می میرم،تا کنار من نسوزی

از دلم نمی ری عمرا،نفسامی که هنوزی

تو رو محض لحظه هامون که نفس نفس خدا شد

از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد

تو که تنها نمی مونی منه تنها رو  دعا کن

خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن

دست تو اول عشقه،بسپرش به آخرین مرد

مردی که پشت یه دیوار،واسه چشمات گریه می کرد

به کدامین سو، به کدام جهت باید بروم؟که اضطراب و نگرانی تو رو احساس نکنم

تا دمی بیاسایم وفارغ از دنیا به تو بیاندیشم

به کدامین راه باید بروم

 که در انتهای آن دستهای تو وآغوش تو جایگاه جاودانگی باشد

به کدامین مسیر باید بروم که تو را در خود احساس کنم

تو را از کسی می خواهم که تو را به وجود آورده

تو را از کسی میخواهم که از اعماق دلم با خبر است

آری فقط تو  را می خواهم و در مقابل خواسته ام

کاری جز بالا آوردن دست هایم به سمت او

و تضرع و التماس از من بر نمی آید




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 16:36 توسط ..:: آرش ::..