تبليغاتX
کبوتر شکسته بال - عریان زیر باران
حال کبوتر رو نپرس بدجوری بالش خونیه
به زیر باران می روم و هم نوا با گریه آسمان می گریم تا کسی اشک های مرا نبیند

به زیر باران می روم وفریاد میزنم،تا صدای فریادم با فریاد آسمان یکی شود

به زیر باران می روم تا ناله های دلم با ناله های باد یکی شود

و کسی شاهد شکستن روح خسته ام نباشد.

به زیر باران می روم وتکیه به همان درخت بید مجنون کنار جاده که یادگاری هایمان

را روی آن می نوشتیم به انتظارت خواهد ماند

تا به زیر هر یک از قد مهایت گل سرخی بگذارم

می دانم خواهی آمد و دستان سردم را در دستان گرمت خواهی گرفت

تا با هم به سرزمین آرزوها برویم.

دلم برای کسی تنگ است

کسی که مهربانی چشمانش بسان زلال جویباران وصفای دلش را بسان

قرص نان میان همه قسمت می کرد

دلم برای کسی تنگ است

كسی كه دلی برای شنيدن نجواهای شبانه من داشت و لحنی آرام برای نوازش موهايم ؛

دلم برای کسی تنگ است

كسی كه خالی وجودم را از خود پر می كرد و پری دلم را با وجود خود خالي؛

دلم برای کسی تنگ است

كسی كه اشكهايم بر روی دستانش ميريخت و او آب آرامش را بر روی گيسوانم ؛

دلم برای کسی تنگ است

كسی كه با او در جمع تنها بودم و در تنهائيمان دنيائی را مالك بوديم؛

کسی که زندگانی من است

كسی كه دوستش دارم         

عاشقانه

همیشه

تا ابــــــــد ؛

تا خود خداونــــد!




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 11:5 توسط ..:: آرش ::..